دیانت بهائی پس از صعود شوقی افندی اولین ولی امرالله بخش دوم

بر اساس طرح روحیه خانم ایادی سابق امر از 18 تا 25 نوامبر 1957 در بهجی در جلسه ای سری شرکت نمودند آنها قبل از تشکیل جلسه پیش شرطهائی را که روحیه خانم به آنها تحمیل نمود پذیرفتند و قبول نمودند که مذاکرات نوشته وضبط نشود و آنچه در جلسات گفته میشود در خارج بازگو نشود و کاغذ ها ویادداشتها در آخر هر جلسه سوزانده شود و پس از پایان گفتگو ها و اخذ آراء هر چه که نظر اکثریت باشد بعنوان نظر همه ایادی محسوب واعلامیه به امضاء همه برسد هر چند با آن مطالب موافق نباشند.

حاصل این جلسات سری این بود که ایادی سابق علیرقم تذکرات میسن رمی مبنی بر اینکه ولایت امرالله در دیانت بهائی تسلسل دارد و تعطیل بردار نیست و » بدون اين مؤسّسه وحدت امر اللّه در خطر افتد و بنيانش متزلزل گردد و از منزلتش بکاهد و از واسطه فيضی که بر عواقب امور در طيّ دهور احاطه داردبالمرّه بی نصيب ماند و هدايتی که جهت تعيين حدود و وظائف تقنينيّهء منتخبين ضروری است سلب شود .» به استناد یه اینکه وصیتنامه ای نیافته اند به این نتیجه غلط و انحرافی رسیدند که شوقی افندی جانشینی تعین ننموده وچون هنگام انتصاب آخرین دسته از ایادی از آنها بعنوان سر خدمه اتحاد جهانی حضرت بهاءالله در حالت جنینی یاد نموده بود وظیفه ایادی است که نه نفر از میان خود تعین وبعنوان قیمها یا محافظین منصوب نمایند که بجانشینی شوقی افندی وظایف مسئولیتها و اختیارات او را بعهده گیرند.
آنها به غلط به این قسمت از الواح وصایا استناد نمودند:

» ايادی امر اللّه از نفس جمعيّت خويش نه نفر انتخاب نمايند و هميشه بخدمات مهمّه ولیّ امر اللّه مشغول باشند»

بیان مبارک فوق مربوط به زمان حیات ولی امرالله است که ایادی منتخب ولی امرالله را با اجرای دستوراتش یاری دهند و در حقیقت مربوط به زمانی است که دیانت بهائی از حالت طفولیت به مرحله بلوغ رسیده وحجم کارهای ولی امرالله به حدی برسد که خدمات این نه نفر ایادی امرالله در جوار او لازم گردد در زمان شوقی افندی فقط چهار نفر از ایادی بدلیل عضویت در شورای بین المللی بهائی در حیفا حضور داشتند و اولین ولی امرالله امور جاری را از طریق ارجاع مستقیم به اعضای شورا ی بین الملی بهائی انجام میداد وایشان این موضوع را در اعلامیه نهم ژانویه 1951 خود بشرح زیر بیان فرموده اند:

«موسسه نوبنیاد به فعالیت درسه بخش منصوب میگردد: اول، برقراری ارتباط با مقامات کشور جدید التاسیس؛ دوم، مرا در ایفای وظائف مربوط بساختمان فوقانی مقام اعلی مساعدت نماید؛ سوم، برگذاری مذاکرات با مقامات کشوری در باره مسائل احوال شخصی. علاوه بر اینها درطی دوران تحول این نخستین موسسه بین المللی جنینی فعالیت های بیشتری برآن افزوده خواهد شد،»

بعلاوه در زمان حیات شوقی افندی اولین ولی امرالله هیئت نه نفره ایادی امرالله برای خدمت به ایشان تشکیل نگشت و ایشان ترجیح دادند که ایادی بجای خدمت به ایشان در نقاط مختلف دنیا به خدمت بپردازند. در این باره ایادی سابق امرالله طرازالله سمندری هنگامی که برای زیارت به حیفا رفته بود ازاولین ولی امرالله سئوال نموده بود :

«در خصوص ایادی عرض کردم وقت نرسیده به موجب وصایا نه نفر برای خدمات و اجرای اوامر مبارک ایادی منتخب شود؟ فرمودند الان کمک من محافل ملی ومرکزی هستند این مطلب بعد از تاسیس بیت العدل خواهد بود»
(طراز الهی صفحه 508)
(بنظر میرسد که جمله » الان کمک من محافل ملی ومرکزی هستند» یابوسیله نویسنده کتاب یا توسط خود ایادی سابق طرازالله سمندری از بیان اصلی که احتمالآ بجای محافل «اعضای شورای بین الملی بهائی» بوده است تغیر داده شده باشد زیرا اعلامیه تاسیس شورای بین الملی بهائی چنین نشان میدهد، بعلاوه انجام آن خدمات بوسیله محافل ملی که هریک در کشور خودمستقر بودند و نزد شوقی افندی نبودند غیر عملی بنظر میرسد)

آنچه مسلم است اینست که هدف از انتخاب نه نفر از بین ایادی، بر اساس الواح مبارک وصایا خدمت به ولی امرالله است و چنین هیئتی در زمان حیات اولین ولی امرالله تشکیل نگشت. در هر صورت تشکیل چنین هیئتی بعد از صعود اولین ولی امرالله بی مورد و نا مشروع وبر خلاف میل و اراده ایشان بود زیرا اولین ولی امرالله در زمان حیات خویش خدمتکاری آنها را لازم نداشت چه رسد به بعد ازصعودش.

جالب اینجا است که هیئت نه نفره ایادی در حالیکه مدعی بودند ولی امرالله وجود ندارد در پایان مکاتبات خود مینوشتند «در خدمت به ولی امرالله »
بهر حال ایادی سابق امر و بیت العدل بدلی ساخته آنان هرگز نتوانستند به این سئوال پاسخ دهند که اگر قرار بود که بجانشینی شوقی افندی اولین ولی امرالله ، یک هیئت نه نفره امر را اداره کند چرا این هیئت نه نفره شورای بین المللی بهائی (بیت عدل جنینی) نباشد که بوسیله شخص اولین ولی امرالله تعین گشته و اعضای آن بوسیله خود او منصوب گشته بودند ؟ انتصاباتی را که ولی امرالله انجام دهد فقط بوسیله بوسیله ولی امرالله قابل تغیر یا لغو است نه بوسیله افرادی دیگر که هیچگونه اختیارات اداری نداشتند ایادی بنا به نوشته های صریح اولین ولی امرالله حتی حق مداخله در امور محافل را نداشتند چه رسد به مداخله در شورای بین المللی بهائی که عالیترین و بالاترین مرجع دیانت بهائی بعد از شوقی افندی بود ارتباط ایادی با محافل ملی محدود به مشورت بود، محافل اجباری در قبول واجرای نظرات ایادی نداشتند و ایادی حق دستور دادن به محافل را نداشتند.

چرا سلسله اولیاء امرالله تا پایان دوران دیانت بهائی ادامه واستمرار خواهد داشت؟
با مطالعه الواح ونصوص مبارکه مخصوصأ الواح مبارک وصایا و توقیعات شوقی افندی اولین ولی امرالله وکتاب دور بهائی ایشان آشکار میگردد که اراده الهی بر اینست که تا پایان دوران دیانت بهائی فیض وراهنمائی خداوند از طریق اولیاء امرالله به بشر برسد.

حضرت بهاءالله میفرمایند:
«در جمیع أعهاد وأزمان أنبیاء و أولیاء با قوت ربانی وقدرت صمدانی در میان ناس ظاهر گشته وعقل سلیم هرگز راضی نشود که نظر به بعضی کلمات که معانی آن را ادراک ننموده این باب هدایت را مسدود انگارد… وشکی نیست که اگر یک آن عنایت و فیض او از عالم منقطع شود البته معدوم گردد لهذا لم یزل ابواب رحمت حق بر وجه کون وامکان مفتوح بوده ولایزال امطار عنایت ومکرمت ازغمام حقیقت بر اراضی قابلیات وحقایق واعیان متراکم ومفیض خواهد بود اینست سنت خدا من الازل الی الابد»
(مجموعه الواح مبارکه چاب مصر)

اراده الهی در الواح مبارک وصایا که جزء لایتجزی کتاب مستطاب اقدس است متبلور است.
اراده الهی حتمی است و آنچه وعده فرموده اند حتمأ اجرا خواهد شد ، بر طبق این سند الهی اولیاء امرالله » باید » در زمان حیات خویش من هو بعده (کسی که بعد از اوست – ولی عهد خود) را تعین فرمایند

«ای احبای الهی باید ولی امرالله درزمان حیات خویش من هو بعده راتعین نماید تا بعد از صعودش اختلاف حاصل نگردد و شخص معین باید مظهرتقدیس وتنزیه وتقوای الهی وعلم وفضل وکمال باشد لهذا اگر ولد بکر ولی امرالله مظهر الولد سر ابیه نباشد یعنی از عنصر روحانی او نه وشرف اعراق باحسن اخلاق مجتمع نیست باید غصن دیگر را ا نتخاب نماید»

اولین ولی امرالله در طی دوران ولایت خود و تا آخرین لحظه حیات عنصری خویش به تداوم واستمرار سلسله اولیاء امرالله تاکید فرمودند ومشخص فرمودند که:
«تا اخر دوران دیانت بهائی راهنمائی و فیض خداوند ابتدا توسط حضرت عبد البهاء وسپس از طریق اولیاء امرالله به بشر خواهد رسید»

ایشان در تبین » روزی که شب در پی نخواهد داشت» چنین میفرمایند: (ترجمه)

«اگر درآیات منزله واصول امر الهی تعمق بیشتری معمول دارند به مفهوم ولایت امرالله واقف خواهند شد. وقتی که شخصی قلبا و عقلأ به درک این حقیقت فائز شود که خداوند انسان را بوسیله مظهرالهی مصون از خطا در هیکل انسانی هدایت وراهنمائی میفرماید تنها نتیجه منطقی پذیرش این حقیقت چنین خواهد بود که مقام حضرت عبدا البها و اولیاء امرالله پذیرفته شود. ولاۀ امرالله نشانه بلوغ نوع بشر هستند به این معنی که بلاخره انسان در حدی پیشرفت نموده که دنیای متحدی با مدیریتی واحد برای نظام جهانی بشر داشته باشد ودر حیطه روحانی نیز به مقامی ترقی نموده که خداوند میتواند امورامر را در این دور مبارک به دست بشر بسپارد (یعنی ولاۀ امرالله) که بفرموده حضرت عبد البهاء در الواح مبارک وصایا مستقیمأ از سوی حضرت بهاءالله و حضرت با ب هدایت میشوند. معنی اینکه امروز روزی است که شب در پی ندارد اینست که تا اخر دوران دیانت بهائی راهنمائی و فیض خداوند ابتدا توسط حضرت عبد البهاء وسپس از طریق اولیاء امرالله به بشر خواهد رسید اگر کسی نائل به ایمان و ادراک مقام حضرت بهاءالله شود در پذیرش این حقیقت که ایشان افرادی را که در امور امرالله مهتدی به هدایت الهی هستند تعین فرموده مشکلی نخواهد داشت.»

نصرت الله  بهره‌مند